مستر آلبرت شايد چون خيالم راحته كه اينجا رو نمي خوني اينا رو مي نويسم ،
مرسي كه امروز خيلي واضح بهم فهموندي كه فهم و شعور واقعاً واقعاً هيچ ربطي به طبقه اجتماعي نداره .
تا حالا اينقدر واضح كسي بهم نفهمونده بود .
.
.
.
از شركتمون اومدم بيرون كه مثلا بشينم درس بخونم ، بعد همين بعد از ظهري رفتم يه جا براي مصاحبه !! منم خل دارم ميشم !
اصولا وقتي از جايي بيرون ميام پشت سرم رو نگاه نمي كنم ، ولي ايندفعه برگشتم و دقيقا مثل اين داستان ها در عرض چند دقيقه تموم خاطرات يه ساله اومد جلوي چشمام ...يادتونه يه سال پيش گفتم رفتم سركار ؟؟ آخي چه زود گذشت ها !
مي خواستم بگم چه چيز هايي اومد جلوي چشمام ولي الان اونقدر چشمام همه چي رو تار ميبينه كه بهتره هيچي نگم !